السيد جعفر السجادي

30

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

علل و معلولات ( همان ، 245 ) و فاعل‌ها و حركات و خروج از قوت‌ها و فعل‌ها براى نيل به وجود است و تمام موجودات به عشق غريزى به سوى وجود حركت مىكنند . و در جايى گويد ( همان ، 15 ) قوت فعلى گاه مبدأ وجود است و گاه مبدأ حركت است و منظور فلاسفهء الهى از فاعل ، مبدأ وجود است « و كان وجود الفاعل الاول يقتضى تكميل الماده بوجودها فى هذا العالم » . 3 - در باب اراده ، قدرت و صفات ديگر ( ج 1 از 3 ، 336 ) گويد همهء اين‌ها نحوى از وجود است و قوت و ضعف آن‌ها تابع قوت و ضعف وجود است . در جاى ديگر ( همان ، 335 ) گويد علم ، اراده و قدرت را در امورى مشاهده مىكنيم كه داراى وجود قوىترند و در جاى ديگر گويد ( همان ، 336 ) ارادهء خداوند صرف وجود است . 4 - در باب قواى حيوانى گويد : ( ج 1 از 4 ، 156 ، 157 ) « و المعدنيات ناقص الخلقه تام الوجود » . و قوت‌هاى حيوانى بر حسب مراتب وجود مراتب دارند و منشأ همهء قوت‌ها و جامع همهء آن‌ها نفس است و وجود قوت‌ها وجود تبعى است و همه در فرمان نفس‌اند ( ج 2 از 2 ، 191 ) . 5 - در نظام آفرينش ( ج 2 از 3 ، 192 - 195 و 220 ) مسأله مراتب وجود مطرح است كه عقول در مرتبهء كامل و نفوس در مرتبهء بعد از عقول و مركبات و عناصر در مراتب بعداند ، از لحاظ مراتب وجودى . 6 - در باب عشق گويد ( ج 2 از 3 ، 179 - 180 ) تفاوت و مراتب محبوبات برحسب مراتب آن‌ها در وجود و درجات آن‌ها در علوم و معارف است . 7 - در باب خير و شرّ ( ج 2 از 3 ، 68 - 69 ) مسأله وجود و مراتب آن مطرح است و خيريّت با وجود مساوق است و وجودات همه خيرات‌اند . 8 - در باب معاد - ( ج 2 از 4 ، 185 ) از جمله اصول و مقدمات اين است كه وجود در هر چيزى اصل است در موجوديت و ماهيات تابع آن مىباشد و حقيقت هر شىء نحوهء وجود او است و تشخص هر چيزى به وجود و عين وجود او است كه يازده اصل ذكر كرده ، محور اساسى معاد بر وجود خاص است . وجود ابدان اخروى ، كه چون وجود اصل است آن چه معاد است تشخص شخص و وجود او است با بدن اخروى كه فرع است . 9 - در باب عينيت صفات با ذات ( ج 1 از 3 ، 125 و 138 ) گويد يك وجود است در مجالى گوناگون . 10 - در باب نفس گويد ( ج 2 از 4 ، 232 ) نفس از لحاظ نفس بودن و نحوهء وجودش متقدم بر بدن است كه منظورش تقدم بالذات و بالشرف است . 11 - در اثبات ذات خداوند و توحيد او ( ج 1 از 3 ، 13 و 16 ) برهان صديقين بر اساس وجود است از وجود به وجود و بالجمله در باب اثبات ذات و صفات اساس مسأله وجود بسيط است . 12 - معيار تقدم و تأخرها در مواردى وجود است ( ج 1 از 3 ، 265 ) اطلاق تقدم بر اقسام آن به تشكيك است بر حسب وجود و اصولا يكى از موارد اختلاف در وجود به تقدم و تأخر است . 13 - در باب تعريف جوهر ( ج 1 از 2 ، 245 ) وجود آمده است . وجود لا موضوع و لا فى موضوع . 14 - در باب ارباب و انواع ( ج 2 از 2 ، 163 و 164 ) گويد وجود آن‌ها كامل‌تر از وجود انواع آن‌ها است . هر ربّ النوعى وجودش كامل‌تر از نوع است .